http://hamkaran.biz/product/jakelidi500.gif http://hamkaran.biz/images/hg.gif
مرجع کامل اطلاعات سینمایی - درباره «صبح روز هفتم» و حواشی اكران آن

مرجع کامل اطلاعات سینمایی
 
سینما-تئاتر-تلوزیون-رادیو
صبح روز هفتم

ماجرا از این قرار است كه سازندگان این فیلم در موعد مقرر، فیلم‌شان را اكران می‌كنند اما چند روز بعد در واكنش به وضعیت نمایش این فیلم، تمام كپی‌هایش را از سالن‌های سینما جمع‌آوری می‌كنند و...
معادله چند مجهولی
چرا این فیلم این‌گونه اكران شد؟
احتمالا تاكنون هیچ فیلمی در سینمای ایران، وضعیتی مشابه اكران «صبح روز هفتم» نداشته است. ماجرا از این قرار است كه سازندگان این فیلم در موعد مقرر، فیلم‌شان را اكران می‌كنند اما چند روز بعد در واكنش به وضعیت نمایش این فیلم، تمام كپی‌هایش را از سالن‌های سینما جمع‌آوری می‌كنند و به اصطلاح آن را از روی پرده برمی‌دارند، بنابراین در شكل آماری و با در نظر گرفتن تعداد فیلم‌های اكران شده امسال، صبح روزهفتم در واقع اكران شده است و رقم ناچیزی هم كه جلوی فروش كلی آن دیده می‌شود، اثبات قانونی نمایش‌اش است. اما تهیه‌كننده و كارگردان فیلم كه در برنامه هفت هم شركت كرده بودند، ادعا داشتند فیلمشان را به دلیل اعتراض به نحوه اكران برداشته‌اند و در انتظارند در زمانی مناسب‌تر آن را نمایش دهند. یك بار این اتفاق به شكلی دیگر برای فیلمی افتاد كه اسمش «پیشنهاد هشتاد میلیونی» بود.
كارگردان این فیلم مهدی صباغ‌زاده كسی است كه خود زمانی پرفروش‌ترین فیلم‌های سینمای ایران را در دهه 60 می‌ساخت. پیشنهاد هشتاد میلیونی، روی پرده رفت و با وجود بازی خسرو شكیبایی در آن، نفروخت. چند روز بعدش تهیه‌كننده فیلم آن را از سینماها برداشت و به جای آن «حكم» را نمایش داد. البته فیلم كیمیایی روی پرده سینماهای دیگر بود اما تهیه‌كننده كه دید پیشنهاد هشتاد میلیونی‌اش نمی‌فروشد، سالن‌های این فیلم را به حكم داد تا این‌ یكی كه فروش بهتری دارد در سالن‌های بیشتری نمایش داده شود. به این ترتیب مشاهده می‌كنید كه حتی این ماجرا نیز تفاوتی اساسی دارد با اتفاقی كه برای صبح روز هفتم افتاد. تا حالا سابقه نداشته كه فیلمی پس از مدتی كوتاهی از نمایشش از روی پرده برداشته شود و سپس اعلام كنند كه در زمان دیگری روی پرده می‌رود. البته در این كه نمایش تك‌سانس این فیلم (و اصولا هر فیلم دیگری) عملا به معنای نابودی اقتصادی آن است، تردیدی نیست، چرا كه سینماها امثال این فیلم را روزی یك بار نمایش می‌دهند و خیلی وقت‌ها اصلا معلوم نیست كه زمان نمایش این فیلم كی است و در این شرایط كدام تماشاگر مشتاق می‌تواند برای دیدن یك فیلم هر روز موعد نمایشش را بررسی كند؟ به همین دلیل كل قضیه نمایش تك‌سانس یك رسم غلط و ناعادلانه است كه متاسفانه این روزها در سینمای ایران باب شده است. حال باید دید كه آیا صبح روز هفتم می‌تواند نخستین فیلم سینمای این سال‌های ایران باشد كه در 2 مقطع روی پرده می‌رود و آیا اعتراض سازندگان این فیلم، جواب می‌دهد یا خیر.

 صبح روز هفتم چگونه فیلمی است؟

قبل از پاسخ به این سوال باید بگوییم كه صبح روز هفتم بازسازی یا اقتباس از روی فیلمی آمریكایی به نام «روز موش‌خرما» است كه در آن بیل مورای نقش اصلی را بازی می‌كند. همین ابتدا نیز باید موضع خودمان را نشان داده و اعتراف كنیم كه بر خلاف تصور رایج، این كه فیلمی مورد بازسازی قرار بگیرد نه‌تنها كار بی‌ارزشی نیست كه اهمیت آن می‌تواند الگویی برای دیگر فیلمسازان باشد تا بتوانند با این جور آثار و آدابته كردن قصه آنها با جامعه و فرهنگ ایرانی، نوع تازه‌ای از فیلم‌ها و داستان‌پردازی‌ها را ارائه كنند. با این توضیح مهم كه اولا فیلم منبع قاعدتا باید اثری در حد روز موش‌خرما باشد و نه فیلم‌های مبتذل و مزخرف و ثانیا در قاعده و چارچوب اقتباس، همه‌گونه اصول حرفه‌ای و اخلاقی رعایت شود. به این معنا كه اگر قرار است از فیلمی اقتباس كنیم، نام آن فیلم را در تیتراژ بیاوریم و خجالت نكشیم از این كه این قصه مال ما نیست. در فهرست بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران و جهان، فراوانند فیلم‌هایی كه در واقع حكم بازسازی را دارند و در خیلی از موارد، حتی از نسخه منبع‌شان هم آثار بهتری از كار درآمده‌اند. نمونه‌هایی مثل لولیتا (استنلی كوبریك/ آدریان لین)، تنگه وحشت (جی‌لی تامپسن/ مارتین اسكورسیزی)، پستچی همیشه دو بار زنگ می‌زند (لوكینو ویسكونتی/ تی گارنت/ باب رافلسن)، مولن روژ (جان هیوستن/ باز لورمان) و... نشانگر این واقعیت هستند؛ بنابراین نه‌تنها بازسازی یا اقتباس سیدمسعود اطیابی از فیلم روز موش‌خرما كار بدی نیست، بلكه به بهانه همین فیلم و با نشان دادن نقاط ضعف و قوتش می‌شود به آسیب‌شناسی این رویكرد پرداخت و به‌ نوعی زمینه را برای كارهای مشابه فیلمسازان دیگر هم فراهم كرد تا این سنت غلط از بین برود كه هنرمند كسی است كه قصه‌ای از خود بگوید و نه این كه كار دیگران را تكرار كند. بدیهی است آنچه در سینما اهمیتی اساسی دارد نه چه گفتن كه چگونه گفتن است. با این حساب اگر كسی بگوید كه در سینمای ایران با وجود همه محدودیت‌ها و مشكلاتش، اقتباسی مانند «ناخداخورشید» قابل مقایسه و در اندازه‌های جهانی با «داشتن و نداشتن» هاوارد هاكز است، سخنی به بیراه نگفته است.
اطیابی كارگردان فیلم‌هایی است كه از كنار هم گذاشتن آنها نمی‌توان به یك سلیقه مشخص رسید كه بتوان بر اساس آن بینش و جهان‌بینی‌اش را مشخص كرد. او كه سال‌ها سابقه تولید در سینمای ایران را دارد، پس از ورود به این عرصه فیلم‌هایی از جنس «مصائب دوشیزه» را كارگردانی كرد كه با وجود همه ضعف‌هایش نشان از گرایش این كارگردان به نوعی از سینمای روشنفكرانه و معناگرا داشت. پس از آن اما مسیر فیلمسازی اطیابی تغییری 180 درجه‌ای كرد. مسیر كار او به سینمای تجاری و عامه‌پسند و گیشه‌ای متمایل شد و در این راه فروش بالای فیلمی مانند «خروس‌جنگی» باعث شد این كارگردان بتواند در جمع تجاری‌سازان موفق نامی برای خود دست‌وپا كند. پركاری این سال‌های اطیابی به دلیل همین موفقیت است، اما مادامی كه این موفقیت معطوف به جنبه تجاری سینما شود اعتباری برای اطیابی به همراه نخواهد آورد. شاید به همین دلیل بود كه او در میانه كارهای تجاری‌اش ناگهان تصمیم به كارگردانی صبح روز هفتم گرفت و ماحصل فیلمش نیز نشان می‌دهد كه او قابلیت كار در این عرصه را بخوبی دارد و در صورت تمایل می‌تواند این نوع فیلم‌ها را هم بسازد. كار جدید این كارگردان «اخلاقتو خوب كن» نام دارد كه از اسمش پیداست تا چه اندازه می‌تواند ادامه صبح روز هفتم باشد كه نیست. در واقع نحوه نمایش عمومی این فیلم هم آنقدر ناامیدكننده بود كه كارگردانی مانند اطیابی را از این مسیر دور كند و این بسیار مایه تاسف است.

 این سینما به كجا می‌رود؟

مشخص است كه پس از هیاهوی اكران عجیب صبح روز هفتم و استدلال تهیه‌كنندگان و سینماداران و حتی مسوولان كه «این فیلم‌ها مشتری مردمی ندارند» این سینمای بازیگوش و خلاقانه و جسور چه سرنوشتی پیدا خواهد كرد؟ چندی پیش یكی از منتقدان مشهور و باسابقه و خوشنام در یك نشریه تخصصی با ردیف كردن اسامی عجیب و خنده‌دار فیلم‌های ویدئویی، نسبت به رواج سطحی‌نگری در آثار این شبكه هشدار داده بود. روی سخن این نوشته در ادامه بحث این منتقد گرامی، متوجه سینمای ایران و فیلم‌هایی است كه برای اكران ساخته می‌شوند. همین كه كارگردان صبح روز هفتم فیلم بعدی‌اش را با نام اخلاقتو خوب كن می‌سازد، نشانگر وضعیت وخیم سینمای امروز ماست و خیلی راحت می‌توان پیش‌بینی كرد كه اكران چندروزه و ضرربار صبح روز هفتم جای خودش را به اكران پررونق و موفقیت‌آمیز اخلاقتو خوب كن می‌دهد و به این ترتیب هم تهیه‌كنندگان فرهنگی ما برای بقا به این سینمای تجاری و آسان‌نگر گرایش پیدا می‌كنند و هم كارگردان‌ها. با این وضعیت نباید انتظار جسارت و خلاقیت زیادی از سینماگران‌مان داشته باشیم چون به فرض این كه چنین كاری هم بكنند، نتیجه كارشان می‌شود صبح روز هفتم با آن وضعیت.


ادامه مطلب

طبقه بندی: سینمای ایران، 
برچسب ها: صبح روز هفتم، سینمای ایران، پیشنهاد هشتاد میلیونی، برنامه هفت، مهدی صباغ‌زاده، خسرو شكیبایی، حكم، كیمیایی، روز موش‌خرما، بیل مورای، تاریخ سینمای ایران، لولیتا، استنلی كوبریك، آدریان لین، تنگه وحشت، مارتین اسكورسیزی، پستچی همیشه دو بار زنگ می‌زند، مولن روژ، مسعود اطیابی، ناخداخورشید، داشتن و نداشتن، مصائب دوشیزه، خروس‌جنگی، شهرام حقیقت دوست، علی اوسیوند، رویا میرعلمی، خسرو فرخزادی، داریوش اسدزاده، کیومرث ملک‌مطیعی، محمد پورستار، حشمت آرمیده، مهدی درخشان، عطیه غبیشاوی، سیامک اشعریون، مریم یاوری، آرزو پوروصال، کیانوش گرامی، "صبح روز هفتم"،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 شهریور 1389 توسط الهام
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
قالب وبلاگ