http://hamkaran.biz/product/jakelidi500.gif http://hamkaran.biz/images/hg.gif
مرجع کامل اطلاعات سینمایی - وقتی برای بقالی فیلم می‌سازند، نتیجه‌اش می‌شود همین!

مرجع کامل اطلاعات سینمایی
 
سینما-تئاتر-تلوزیون-رادیو
بابای اجباری، داماد خوش‌قدم، ول کن دستمو، کلاه‌گیس، به روح پدرم، مامان بریم خواستگاری، دامادی به نام صفر، کادوی دربه‌در و ... این‌ها گوشه‌ای از کمدی‌های سخیفی هستند که به طور مستقیم برای فروش در بقالی‌ها و در کنار تخم‌مرغ و پفک و چیپس ساخته می‌شوند و شاید به سختی بتوان نام «فیلم» روی آن‌ها گذاشت...


گروه ثابت بازیگران این محصولات فرهنگی (!) بازیگران طنز تلویزیونی هستند که با کمترشدن طنزهای روتین تلویزیون، تمرکز و توجهشان را به فیلم‌های شانه تخم‌مرغی (به گفته یکی از همین بازیگران) معطوف کرده‌اند. نکته مهم و زیربنای این فیلم‌ها هم همین بازیگران هستند. فیلمنامه؟ کارگردانی؟ فیلمبرداری؟ چهره‌پردازی؟ طراحی صحنه و لباس؟ موسیقی متن؟ این چیزها اصلا مهم نیست!
حال یکی از جدیدترین محصولات شانه تخم‌مرغی، فیلمی است به نام «لیموترش» که در آن پیشرفتی هم حاصل شده و پست بی‌استفاده‌ای مثل کارگردان هم کاملا حذف شده و بازیگر اصلی فیلم، کارگردانی آن را نیز انجام داده است! (حال این بحث که چنین محصولی اصلا کارگردانی دارد یا نه، بماند.) برای آن‌هایی که هنوز در تعیین مصادیق عباراتی چون کمدی سخیف یا مبتذل شک و تردید دارند، «لیموترش» نمونه‌ای است کامل که تمامی عناصر را در خود جمع کرده. از جمله این عناصر می‌توان اشاره کرد به این که: موضوعش درباره ازدواج پیرمردی تنها و آستین بالازدن جوان‌ترها برای اوست، کل داستانش در دو خانه می‌گذرد، دیالوگ‌ها نخ‌نما، تکراری و بدون کوچک‌ترین خلاقیتی است، جواد رضویان و احمد پورمخبر دارد، اسمش هیچ ربطی به داستانش ندارد، مملو از شوخی‌های سطح پایین و الفاظ رکیک است و همه زندگی این جمع تعطیل شده تا برای پیرمرد داستان، زن پیدا کنند.
داستان درباره بهروز (با بازی ارژنگ امیرفضلی) است که پس از اخراج از  درمانگاه، پرستار سالمندان می‌شود و او و سیاوش (با بازی جواد رضویان) که نامزد خواهر بهروز است تصمیم می‌گیرند برای مظفرخان (پیرمردی که بهروز پرستاری‌اش می‌کند) زن پیدا کنند. در نهایت مظفرخان، مادر بهروز را می‌پسندد و در اواخر فیلم، خسروخان (با بازی احمد پورمخبر) که عموی بهروز است از ژاپن می‌آید و می‌خواهد با مادر بهروز ازدواج کند ولی پلیس او را به خاطر کارهای خلافش در ژاپن دستگیر می‌کند و در نهایت فیلم با دو ازدواج تمام می‌شود: ازدواج سیاوش و خواهر بهروز و ازدواج مظفرخان و مادر بهروز.
البته در میان دیالوگ‌ها، آن دیالوگ طلایی این دسته از فیلم‌ها هم فراموش نشده. در تمامی کمدی‌های سخیفی که درباره ازدواج‌کردن سالمندان است، این دیالوگ طلایی همیشه وجود دارد؛ آنجا که پیرمرد داستان می‌گوید: «من بعد از اون خدابیامرز، دیگه تو صورت هیچ زنی نگاه نکردم!»
در ویدیوی ۳ دقیقه‌ای زیر، بخش‌هایی از هنرنمایی این جمع در این فیلم را می‌بینید. به الفاظی که در خطاب‌کردن یکدیگر به کار می‌برند دقت کنید، به شوخی‌هایی که با هم می‌کنند، عکس‌العمل‌هایشان در قبال حرکت یا صحبت طرف مقابل و ... ببینید این فردی که ادعا می‌کند فردی معتقد است چه چیزی را برای تماشای خانوادگی مردم در خانه‌هایشان بازی، کارگردانی و عرضه کرده است.





همین نمونه‌ها کافی است برای این که معلوم شود یک کمدی سخیف و مبتذل دارای چه مشخصه‌هایی است. افسوس که این محصولات با تیراژ میلیونی عرضه می‌شوند و عده‌ای هم می‌خرند و می‌بینند. همین حالا چند کمدی سخیف در مرحله تولید و فیلمبرداری هستند و قرار است به زودی به پرده سینماها و یا شبکه نمایش خانگی بیایند؟

-نسیمانه


ادامه مطلب

طبقه بندی: سینمای ایران، 
برچسب ها: پرده سینما، شبکه نمایش خانگی، بابای اجباری، داماد خوش‌قدم، ول کن دستمو، کلاه‌گیس، به روح پدرم، مامان بریم خواستگاری، دامادی به نام صفر، کادوی دربه‌در، کمدی‌، فیلم کمدی، طنزهای روتین تلویزیون، سریال طنز، فیلم‌های شانه تخم‌مرغی، لیموترش، ارژنگ امیرفضلی، جواد رضویان، احمد پورمخبر، دیالوگ طلایی، کمدی سخیف و مبتذل، کمدی مبتذل،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 شهریور 1389 توسط الهام
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
قالب وبلاگ